یا کنز الفقراء
آقای حنیف رهبری چنین نظر داده بودند:
"استدلال ضعیفی است. اولاَ سخن از این نیست که همه اعضای صندوق طرفدار احمدی نژاد بوده اند. چه بسا چند نفر هم حامی موسوی بوده باشند. سخن از این است که (به عنوان یک نمونه) آیا صندوق ها قبل از شروع رای گیری، خالی بوده اند یا نه.
دوماَ)45 هزار شعبه در کشور داشتیم و اگر هر کدام 10 نفر اعضای شعبه داشته باشند، با احتساب ناظران سیار و ... ، می شود 500 هزار نفر. این چه ربطی به این دارد که آرای موسوی بیش از 14 میلیون نباشد؟ شرمنده، ولی استدلالتان در حد همان استدلال های صدا و سیما و احمدی نژاد، و البته ضعیف تر از آنهاست."
***
آقای حنیف رهبری، اگر لطف می فرمودید و این ۴ ۵ نوشته ی آخر را که درباره ی تقلب بود مطالعه می کردید، یا حداقل نوشته ی قبلی اش را نگاهی می انداختید مزید امتنان بود. چون اگر همان متنی که برایش نظر داده بودید خوب خوانده بودید در آن نوشته بودم:
"نظر به اینکه در نوشته ی گذشته به ترکیب اعضای صندوق اشاره شد لازم دانستم این نکته را یادآوری کنم"
و در آن متن + اینگونه نوشته بودم:
"همان گونه که می دانید تمامی ۱۱ نفر اعضای صندوق بایستی فرم ۲۲ که نتیجه ی شمارش آرای صندوق داخل آن نوشته می شود امضا کنند. و هر کدام اگر مستقیما در شمارش دخالت نداشته باشند، بر شمارش نظارت دارند.
حال چگونه ممکن است در صندوقی که حداقل ۱ نفر از اعضای آن طرفدار کاندیدای دیگری ست بر ضد آن کاندیدا آن هم به اندازه ی شمارش ۷ رای از ۹ رایی که یا به نام کس دیگری ست یا باطله است تقلب صورت گیرد. حال آنکه به گواه آرای شمارش شده در هر ۳ نفری که رای داده اند ۱ نفر طرفدار کاندیدای دیگری بوده است. یعنی در ۱۱ نفر حدود ۴ نفر!!"
متاسفانه معلوم است که شما اطلاع ندارید و از روی بی اطلاعی این گونه سخن می گویید، ولی تعجب می کنم کسی مانند شما چرا از فردی که از اعضای صندوق بوده است سوال نمی کند تا صحت گفته ی خود را بیازماید!؟
من در چند دوره انتخابات با عناوین مختلف مانند منشی صندوق و نماینده کاندیدا و ناظر شورای نگهبان در رای گیری شرکت داشته ام. تمامی اعضای صندوق و ناظران و بازرس وزارت کشور و نماینده فرماندار و کسانی که در آن نوشته ی گذشته نامشان و تعدادشان را ذکر کردم در هنگام پلمب صندوق بر خالی بودن صندوق نظارت می کنند و در حضور تمامی آنان و توسط آنان، صندوق پلمب می شود، و در آخر ِ شمارش آرا، تمامی این افراد باید فرم ۲۲ که حاوی تعداد آرای هر کاندیدا و تعداد آرای باطله و موارد دیگر است را امضا و تایید کنند و در صورتی که هر یک از این افراد به دلایلی فرم را امضا نکنند آرای آن صندوق اعتباری ندارد!!
من متوجه نمی شوم شما که اطلاع ندارید چگونه اینقدر راحت نتیجه گیری می کنید که در انتخابات تقلب شده است! آیا یک بار از نزدیک در رای گیری و شمارش آرا شرکت کرده اید؟ آیا زحماتی که افراد مختلف از قشرهای گوناگون برای صیانت از آرای مردم متحمل می شوند را از نزدیک مشاهده کرده اید؟ از گفته های شما اینطور پیداست که نه این ها را دیده اید و نه از کسی که مطلع است سوال کرده اید! و من این را از شما بعید می دانستم. من شناخت چندانی از شما ندارم ولی شناختی که از دورادور داشتم حکایت از فعال بودن شما در عرصه ی کارهای دانشجویی داشت و انتظار نداشتم این بی سند صحبت کردن ها را از یک فعال دانشجویی ببینم. آخر، احتمالا شما برای اطرافیانتان یکی از افراد تاثیرگذار هستید و در بعضی موارد مرجع آنان. امیدوارم من اشتباه کرده باشم و بد قضاوت کرده باشم...
و برای قسمت دوم نظرتان،
در متن + نوشته بودم:
"به عنوان جامعه ی آماری خوبی از توده ی مردم است " و می دانم که شما معنی و مفهوم جامعه ی آماری را به خوبی درک می کنید پس بهتر است بیش از این توضیح واضحات ندهم.
امیدوارم هرکجا که هستید برای میهنتان، برای اطرافیانتان، برای خانواده تان و همچنین خودتان ثمربخش باشید.
موفق باشید
یا نور المستوحشین فی الظلم
به نظرم بکی از مشکلات عجیبی که در کشور ما وجود دارد این است که:
در کشور ما مردم به چند گروه مختلف تقسیم می شوند. منظورم از گروه، حزب سیاسی نیست ولی می تواند تا حدودی به آن پیوند داشته باشد.
البته خود این موضوع مشکلی نیست بلکه تبعات آن مشکل زاست. یکی از تبعات آن ناتوانی در شنیدن حرف گروه های دیگر است. یعنی با گارد به صحبت های افراد گروه های دیگر می اندیشیم. خود این موضوع طبیعی ست ولی هنگامی که این گارد و این مخالفت ها زیاد باشد و باعث شود که صحبت ها انتقال داده نشود و هر گروهی در فضای ذهنی خود زندگی کند و دیگران را و نظراتشان را به هیچ بیانگارد، مشکل عظیمی به وجود می آید!
هرچه بگویی می گویند دروغ است و هرچه آنان بگویند گمان می کنی دروغ است. تمامی کارهایی که ما می کنیم در دید آنان اشتباه است و تمامی کارهای آنان در نظر ما اشتباه جلوه می کند.
مثال های این موضوع بسیارند و روزانه با تعدادی از آن ها برخورد می کنیم.
به عنوان مثال در یک فضای بازی در محیطی به اصطلاح آکادمیک ایستاده بودم و با چند نفر به بحث مشغول بودم، فردی از آن سمت جلو آمد و گفت: "من یک جمله می گویم و می روم" من گفتم: "جمله ات را بگو اما بمان تا من هم جوابی بدهم" گفت: "شما ...ها (...فحش نیست بلکه از همان گروههاست که گفتم) که استدلال حالیتان نمی شود!"
مانده بودم این بنده ی خدا که اصلا مرا نمی شناخت از کجا گمان برده بود من به فلان دسته و گروه تعلق دارم (احتمالا از روی ظاهر قضاوت کرده بود)، و همچنین چگونه به این شناخت رسیده بود که تمامی این افراد استدلال حالیشان نمی شود و اگر بر این اساس فکر می کرد دیگر چرا آمده بود تا به من جمله ای بگوید!!
یا بصیر بالعباد
نظر به اینکه در نوشته ی گذشته به ترکیب اعضای صندوق اشاره شد لازم دانستم این نکته را یادآوری کنم که اگر دوستی این استدلال را، به این دلیل که معلوم نیست در این ۱۰ نفر اعضای صندوق، کسی طرفدار آقای موسوی باشد زیر سوال برد، باید کلاهش را قاضی کند و با خود اینگونه بیاندیشد:
"اگر در این ۱۰ نفر اعضای صندوق که خود به عنوان جامعه ی آماری خوبی از توده ی مردم است یک نفر هم طرفدار آقای موسوی نیست، چگونه انتظار دارم آقای موسوی بیش از ۱۴ میلیون رای آورده باشد!؟"
یا عماد من لا عماد له
فرض سوم این است که آقای احمدی نژاد حدود ۱۷ میلیون رای آورده باشد.
در اینصورت، باید ۷ میلیون رایی که به نام ایشان نبوده، به نامش شمرده باشند.
۱۴ میلیون رای متعلق به سایر کاندیداهاست و ۱۷ میلیون متعلق به احمدی نژاد، پس باید در این ۹ میلیون رای باقیمانده ۷ میلیون به نام احمدی نژاد شمرده شده باشد!
این مورد هم مانند مورد قبلی خیلی دور از ذهن است و به راحتی و با بازشماری چند صندوق می توان چنین تقلبی را شناسایی کرد.
و نکته ی دیگر، ترکیب اعضای صندوق است که حایز اهمیت است:
اگر در هنگام رای دادن دقت کرده باشید می دانید که حتی اگر نمایندگان کاندیداها سر صندوق حضور نداشته باشند
۱ نفر رییس صندوق،
حدود ۴ نفر منشی صندوق (کسانی که تعرفه ها را می نویسند)،
۱ نفر مسئول ناظران شورای نگهبان،
حدود ۳ ناظر شورای نگهبان،
۱ نفر نماینده فرماندار،
و ۱ نفر بازرس وزارت کشور
بر سر صندوق حضور دارند.
حال این ۱۱ نفر چه کسانی هستند؟ اکثر این افراد از افراد همان محل هستند و تقریبا در انتخابات های مختلف تغییر چندانی ندارند. به عنوان مثال افرادی که در دوره ی ششم مجلس سر صندوق بوده اند اکثرا برای دوره ی هفتم هم سر صندوق بوده اند حال آنکه نتایج ۱۸۰ درجه متفاوت است.
یعنی اینگونه نیست که برای هر انتخاباتی افراد صندوق انتخاب شوند که بتوان گفت اکثرا طرفدار یک کاندیدا هستند، بلکه از همان افراد محل هستند.
در این حدود ۵۰۰۰۰ صندوق موجود در کل کشور، چند صندوق می توان یافت که همگی طرفدار آقای احمدی نژاد باشند!؟ البته اگر فرض کنیم بر سر این صندوق نماینده ی هیچ کدام از ۳ کاندیدای دیگر هم حضور نداشته باشد!
همان گونه که می دانید تمامی ۱۱ نفر اعضای صندوق بایستی فرم ۲۲ که نتیجه ی شمارش آرای صندوق داخل آن نوشته می شود امضا کنند. و هر کدام اگر مستقیما در شمارش دخالت نداشته باشند، بر شمارش نظارت دارند.
حال چگونه ممکن است در صندوقی که حداقل ۱ نفر از اعضای آن طرفدار کاندیدای دیگری ست بر ضد آن کاندیدا آن هم به اندازه ی شمارش ۷ رای از ۹ رایی که یا به نام کس دیگری ست یا باطله است تقلب صورت گیرد. حال آنکه به گواه آرای شمارش شده در هر ۳ نفری که رای داده اند ۱ نفر طرفدار کاندیدای دیگری بوده است. یعنی در ۱۱ نفر حدود ۴ نفر!!
حال با این اوصاف و این شواهد و دلایل سرانگشتی افرادی که می گویند در انتخابات تقلب شده، آیا دلایل محکمه پسندی ارایه می دهند!؟
ربنا افرغ علینا صبرا
یا سمیع
فرض دوم:
آیا احمدی نژاد ۱۲ میلیون رای آورده!؟
اگر این احتمال درست باشد، نتیجتا ً باید ۱۲ میلیون از آرای سایر کاندیداها یا آرای باطله به نام احمدی نژاد شمرده شده باشد.
می دانیم حدود ۴۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده اند.
حدود ۱۴ میلیون رای متعلق به دیگر کاندیداهاست، و در اینجا فرض کردیم آقای احمدی نژاد ۱۲ میلیون رای آورده باشد. یعنی در ۱۴ میلیون رای دیگر باید ۱۲ میلیون رای را به نام آقای احمدی نژاد شمارش می کرده اند.
و این یعنی تقلبی ۸۵ درصدی!!
به عبارت بهتر اگر بخواهیم احتمالی بحث کنیم، چنانچه صندوقی بازشماری شود، با احتمالی در حدود ۸۵ درصد تقلب در انتخابات کشف خواهد شد. چه رسد به اینکه چند صندوق بازشماری شود!!
از منظری دیگر می توان ترکیب اعضای صندوق را تحلیل کرد که چون در این فرض با توجه به مطالب بالا امکان تقلب در حد صفر است و یا اگر هم این تقلب صفر درصدی صورت گرفته باشد به راحتی قابل شناسایی ست، اگر عمری باقی بود، آن را در تحلیل فرض سوم استفاده می کنم.
اللهم کرمنا بنور الفهم
یا من بیده ملکوت کل شیء
سوال اینجاست که آنانی که می گویند در انتخابات تقلب شده است، نظرشان در مورد تعداد آرای آقای احمدی نژاد چیست؟
۱- کمتر از 7میلیون؟
۲- 12میلیون؟
۳- 17 میلیون؟
۴- بیشتر از 2۰میلیون؟
در مورد ۴ که مساله تقلب تاثیری در نتیجه ندارد و انتخابات در دور اول تمام شده بوده است!
آنانی که مورد ۱ را مدنظر دارند، نظرشان در مورد آرای آقای احمدی نژاد در روستاها چیست؟
بر طبق نظرسنجی ها و کارهای انجام شده در روستاها و همچنین اخباری که از جهت گیری روستاییان در انتخابات به گوش می رسید می شد حدس زد که حدود ۷۰-۷۵ درصد روستاییان به ایشان رای داده اند.
می دانیم که در روستاها که ۳۳درصد جمعیت واجدین شرایط را داراست حدود ۱۴ میلیون نفر رای داده اند.
۷۰ درصد ۱۴ میلیون هم که حدود ۱۰ میلیون می شود!
فرض محال که محال نیست، حتی اگر فرض کنیم تنها ۵۰ درصد روستاییان به احمدی نژاد رای داده اند بدون احتساب ۶۷ درصد واجدین شرایط ایشان ۷ میلیون رای می آورد. پس فرض یک هم فرض صحیحی نیست!
اگر در این موارد مشکلی نبود، درباره ی موارد دیگر در پست های بعدی می نویسم.
بسمک یا رب
و اما انتخابات:
آیا در انتخابات تقلب شده است؟ چرا؟
اگر بدانیم با احتمال بالای ۵۰درصد در انتخابات تقلب شده است چه باید بکنیم؟
با چه دلایلی می توان صحت انتخابات را زیر سوال برد؟
آیا با این دلایل که یک جا یک نموداری دیدیم که آرا خطی بالا رفته است یا چند نفر از نمایندگان را به صندوق راه نداده اند یا یک نفری رایی ورای آنچه ما در اطرافیان و دوستان و آشنایانمان دیده بودیم آورد می توان با احتمال ۵۰ درصد گفت انتخابات ناسالم بوده است؟
حال اگر کاندیدایی احتمال داد در انتخابات تقلب شده است باید دلایلش را ارایه کند یا باز شماری بخواهد یا ابطال انتخابات؟
اگر قبل از انتخابات شنیده بودید که کسانی می گفتند اگر فلانی رای نیاورد در انتخابات تقلب شده است و اگر تقلب شد به خیابان ها بریزید چه تحلیلی می کردید؟
اگر شما و کاندیدایتان در انتخابات تشکیک کردید و یک ضرب قبل از ارایه مدارک و مستندات مبنی بر تقلب در انتخابات و قبل از ارایه شکایت، خواستار ابطال انتخابات شدید مردم چه فکر می کنند؟
اگر به خیابان ها ریختید و اراذل و اوباشی خود را داخل شما جا زدند و به نام شما به اماکن عمومی و خصوصی آسیب زدند و آسایش و امنیت را از پیر و جوانتان گرفتند چه می کنید؟ آیا باز هم این راهپیمایی که قرار است با آرامش انجام شود ولی توسط برخی به بیراهه می رود را ادامه می دهید؟
آیا با بوق زدن در خیابان ها و آتش زدن سطل های آشغال چیزی حل می شود یا مشکلی بر مشکلاتمان افزوده می شود؟
راه کدام است و بیراهه کدام؟
خدایا راه هدایت را به ما بنما