تبليغاتX
مهاجر

یا نور النور

شب عملیات است

در ستون حرکت می کنیم

فرمانده می خواهد از سمت غرب حرکت کند

دیشب که آمده بودم شناسایی دیدم میدان های مین سمت غرب خنثی نشده است

باید از سمت شمال برویم!!

گویا فرمانده از قضیه خبر ندارد!

باید به فرمانده بگویم که دارد اشتباه می کند ولی ستون هر لحظه دارد به میدان مین نزدیک می شود

شاید باید افراد ستون را متوجه قضیه کنم و نگذارم از آن سمت بروند

شاید باید خودم را به فرمانده برسانم و به او بگویم، ولی نمی توانم از ستون خارج شوم آخر کنار ستون پاکسازی نشده است

اگر به افراد جلویی هم بگویم که نفر به نفر به گوش فرمانده برسانند نیز دیر خواهد شد و کار از کار خواهد گذشت

نمی دانم چه باید بکنم...

+ نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت توسط حسین |

یا نور النور

پاسداران کمی پایین تر از چهارراه

ساعت هفت صبح

:

منتظر تاکسی بودم تا به دانشگاه بروم. نور چراغ های ماشینی که از بالای خیابان به پایین سرازیر شده بود توجهم را جلب کرد. ابتدا فکر کردم نافرمانی مدنی ست. جلوتر که آمد دیدم پژو ۲۰۶ تیره رنگی ست و جوانی راننده اش است. از جلویم که رد می شد عینک دودی اش توجهم را جلب کرد.

فهمیدم که خیلی زود قضاوت کرده ام،

جوان حق داشت.

ان الله علیم بذات الصدور

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعت توسط حسین |

یا عظیم العفو

به فضل خدا

این وبلاگ پس از مدتی سکوت،

با توانی جدید و خط مشیی جدید

دوباره آغاز خواهد کرد

ای که می بینی و می دانی، پشتیبانم باش

+ نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت توسط حسین |

یا کنز الفقراء

آقای حنیف رهبری چنین نظر داده بودند:

"استدلال ضعیفی است. اولاَ سخن از این نیست که همه اعضای صندوق طرفدار احمدی نژاد بوده اند. چه بسا چند نفر هم حامی موسوی بوده باشند. سخن از این است که (به عنوان یک نمونه) آیا صندوق ها قبل از شروع رای گیری، خالی بوده اند یا نه.
دوماَ)45 هزار شعبه در کشور داشتیم و اگر هر کدام 10 نفر اعضای شعبه داشته باشند، با احتساب ناظران سیار و ... ، می شود 500 هزار نفر. این چه ربطی به این دارد که آرای موسوی بیش از 14 میلیون نباشد؟ شرمنده، ولی استدلالتان در حد همان استدلال های صدا و سیما و احمدی نژاد، و البته ضعیف تر از آنهاست."

***

آقای حنیف رهبری، اگر لطف می فرمودید و این ۴  ۵ نوشته ی آخر را که درباره ی تقلب بود مطالعه می کردید، یا حداقل نوشته ی قبلی اش را نگاهی می انداختید مزید امتنان بود. چون اگر همان متنی که برایش نظر داده بودید خوب خوانده بودید در آن نوشته بودم:

"نظر به اینکه در نوشته ی گذشته به ترکیب اعضای صندوق اشاره شد لازم دانستم این نکته را یادآوری کنم"

و در آن متن + اینگونه نوشته بودم:

"همان گونه که می دانید تمامی ۱۱ نفر اعضای صندوق بایستی فرم ۲۲ که نتیجه ی شمارش آرای صندوق داخل آن نوشته می شود امضا کنند. و هر کدام اگر مستقیما در شمارش دخالت نداشته باشند، بر شمارش نظارت دارند.

حال چگونه ممکن است در صندوقی که حداقل ۱ نفر از اعضای آن طرفدار کاندیدای دیگری ست بر ضد آن کاندیدا آن هم به اندازه ی شمارش ۷ رای از ۹ رایی که یا به نام کس دیگری ست یا باطله است تقلب صورت گیرد. حال آنکه به گواه آرای شمارش شده در هر ۳ نفری که رای داده اند ۱ نفر طرفدار کاندیدای دیگری بوده است. یعنی در ۱۱ نفر حدود ۴ نفر!!"

متاسفانه معلوم است که شما اطلاع ندارید و از روی بی اطلاعی این گونه سخن می گویید، ولی تعجب می کنم کسی مانند شما چرا از فردی که از اعضای صندوق بوده است سوال نمی کند تا صحت گفته ی خود را بیازماید!؟

من در چند دوره انتخابات با عناوین مختلف مانند منشی صندوق و نماینده کاندیدا و ناظر شورای نگهبان در رای گیری شرکت داشته ام. تمامی اعضای صندوق و ناظران و بازرس وزارت کشور و نماینده فرماندار و کسانی که در آن نوشته ی گذشته نامشان و تعدادشان را ذکر کردم در هنگام پلمب صندوق بر خالی بودن صندوق نظارت می کنند و در حضور تمامی آنان و توسط آنان، صندوق پلمب می شود، و در آخر ِ شمارش آرا، تمامی این افراد باید فرم ۲۲ که حاوی تعداد آرای هر کاندیدا و تعداد آرای باطله و موارد دیگر است را امضا و تایید کنند و در صورتی که هر یک از این افراد به دلایلی فرم را امضا نکنند آرای آن صندوق اعتباری ندارد!!

من متوجه نمی شوم شما که اطلاع ندارید چگونه اینقدر راحت نتیجه گیری می کنید که در انتخابات تقلب شده است! آیا یک بار از نزدیک در رای گیری و شمارش آرا شرکت کرده اید؟ آیا زحماتی که افراد مختلف از قشرهای گوناگون برای صیانت از آرای مردم متحمل می شوند را از نزدیک مشاهده کرده اید؟ از گفته های شما اینطور پیداست که نه این ها را دیده اید و نه از کسی که مطلع است سوال کرده اید! و من این را از شما بعید می دانستم. من شناخت چندانی از شما ندارم ولی شناختی که از دورادور داشتم حکایت از فعال بودن شما در عرصه ی کارهای دانشجویی داشت و انتظار نداشتم این بی سند صحبت کردن ها را از یک فعال دانشجویی ببینم. آخر، احتمالا شما برای اطرافیانتان یکی از افراد تاثیرگذار هستید و در بعضی موارد مرجع آنان. امیدوارم من اشتباه کرده باشم و بد قضاوت کرده باشم...

و برای قسمت دوم نظرتان،

در متن + نوشته بودم:

"به عنوان جامعه ی آماری خوبی از توده ی مردم است " و می دانم که شما معنی و مفهوم جامعه ی آماری را به خوبی درک می کنید پس بهتر است بیش از این توضیح واضحات ندهم.

امیدوارم هرکجا که هستید برای میهنتان، برای اطرافیانتان، برای خانواده تان و همچنین خودتان ثمربخش باشید.

موفق باشید 

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت توسط حسین |

یا نور المستوحشین فی الظلم

به نظرم بکی از مشکلات عجیبی که در کشور ما وجود دارد این است که:

در کشور ما مردم به چند گروه مختلف تقسیم می شوند. منظورم از گروه، حزب سیاسی نیست ولی می تواند تا حدودی به آن پیوند داشته باشد.

البته خود این موضوع مشکلی نیست  بلکه تبعات آن مشکل زاست. یکی از تبعات آن ناتوانی در شنیدن حرف گروه های دیگر است. یعنی با گارد به صحبت های افراد گروه های دیگر می اندیشیم. خود این موضوع طبیعی ست ولی هنگامی که این گارد و این مخالفت ها زیاد باشد و باعث شود که صحبت ها انتقال داده نشود و هر گروهی در فضای ذهنی خود زندگی کند و دیگران را و نظراتشان را به هیچ بیانگارد، مشکل عظیمی به وجود می آید!

هرچه بگویی می گویند دروغ است و هرچه آنان بگویند گمان می کنی دروغ است. تمامی کارهایی که ما می کنیم در دید آنان اشتباه است و تمامی کارهای آنان در نظر ما اشتباه جلوه می کند.

مثال های این موضوع بسیارند و روزانه با تعدادی از آن ها برخورد می کنیم.

به عنوان مثال در یک فضای بازی در محیطی به اصطلاح آکادمیک ایستاده بودم و با چند نفر به بحث مشغول بودم، فردی از آن سمت جلو آمد و گفت: "من یک جمله می گویم و می روم" من گفتم: "جمله ات را بگو اما بمان تا من هم جوابی بدهم" گفت: "شما ...ها (...فحش نیست بلکه از همان گروههاست که گفتم) که استدلال حالیتان نمی شود!"

مانده بودم این بنده ی خدا که اصلا مرا نمی شناخت از کجا گمان برده بود من به فلان دسته و گروه تعلق دارم (احتمالا از روی ظاهر قضاوت کرده بود)، و همچنین چگونه به این شناخت رسیده بود که تمامی این افراد استدلال حالیشان نمی شود و اگر بر این اساس فکر می کرد دیگر چرا آمده بود تا به من جمله ای بگوید!!   

+ نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت توسط حسین |

یا بصیر بالعباد

نظر به اینکه در نوشته ی گذشته به ترکیب اعضای صندوق اشاره شد لازم دانستم این نکته را یادآوری کنم که اگر دوستی این استدلال را، به این دلیل که معلوم نیست در این ۱۰ نفر اعضای صندوق، کسی طرفدار آقای موسوی باشد زیر سوال برد، باید کلاهش را قاضی کند و با خود اینگونه بیاندیشد:

"اگر در این ۱۰ نفر اعضای صندوق که خود به عنوان جامعه ی آماری خوبی از توده ی مردم است یک نفر هم طرفدار آقای موسوی نیست، چگونه انتظار دارم آقای موسوی بیش از ۱۴ میلیون رای آورده باشد!؟"

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388ساعت توسط حسین |

یا عماد من لا عماد له

فرض سوم این است که آقای احمدی نژاد حدود ۱۷ میلیون رای آورده باشد.

در اینصورت، باید ۷ میلیون رایی که به نام ایشان نبوده، به نامش شمرده باشند.

۱۴ میلیون رای متعلق به سایر کاندیداهاست و ۱۷ میلیون متعلق به احمدی نژاد، پس باید در این ۹ میلیون رای باقیمانده ۷ میلیون به نام احمدی نژاد شمرده شده باشد!

این مورد هم مانند مورد قبلی خیلی دور از ذهن است و به راحتی و با بازشماری چند صندوق می توان چنین تقلبی را شناسایی کرد.

و نکته ی دیگر، ترکیب اعضای صندوق است که حایز اهمیت است:

اگر در هنگام رای دادن دقت کرده باشید می دانید که حتی اگر نمایندگان کاندیداها سر صندوق حضور نداشته باشند

۱ نفر رییس صندوق،

حدود ۴ نفر منشی صندوق (کسانی که تعرفه ها را می نویسند)،

۱ نفر مسئول ناظران شورای نگهبان،

حدود ۳ ناظر شورای نگهبان،

۱ نفر نماینده فرماندار،

و ۱ نفر بازرس وزارت کشور

بر سر صندوق حضور دارند.

حال این ۱۱ نفر چه کسانی هستند؟ اکثر این افراد از  افراد همان محل هستند و تقریبا در انتخابات های مختلف تغییر چندانی ندارند. به عنوان مثال افرادی که در دوره ی ششم مجلس سر صندوق بوده اند اکثرا برای دوره ی هفتم هم سر صندوق بوده اند حال آنکه نتایج ۱۸۰ درجه متفاوت است.

یعنی اینگونه نیست که برای هر انتخاباتی افراد صندوق انتخاب شوند که بتوان گفت اکثرا طرفدار یک کاندیدا هستند، بلکه از همان افراد محل هستند.

در این حدود ۵۰۰۰۰ صندوق موجود در کل کشور، چند صندوق می توان یافت که همگی طرفدار آقای احمدی نژاد باشند!؟ البته اگر فرض کنیم بر سر این صندوق نماینده ی هیچ کدام از ۳ کاندیدای دیگر هم حضور نداشته باشد!

همان گونه که می دانید تمامی ۱۱ نفر اعضای صندوق بایستی فرم ۲۲ که نتیجه ی شمارش آرای صندوق داخل آن نوشته می شود امضا کنند. و هر کدام اگر مستقیما در شمارش دخالت نداشته باشند، بر شمارش نظارت دارند.

حال چگونه ممکن است در صندوقی که حداقل ۱ نفر از اعضای آن طرفدار کاندیدای دیگری ست بر ضد آن کاندیدا آن هم به اندازه ی شمارش ۷ رای از ۹ رایی که یا به نام کس دیگری ست یا باطله است تقلب صورت گیرد. حال آنکه به گواه آرای شمارش شده در هر ۳ نفری که رای داده اند ۱ نفر طرفدار کاندیدای دیگری بوده است. یعنی در ۱۱ نفر حدود ۴ نفر!!

حال با این اوصاف و این شواهد و دلایل سرانگشتی افرادی که می گویند در انتخابات تقلب شده، آیا دلایل محکمه پسندی ارایه می دهند!؟

ربنا افرغ علینا صبرا

+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت توسط حسین |