تبليغاتX
مهاجر

یا مَن لَیسَ أحَدٌ مِثلَه

دل ِ من تنگِ صدای تو شده

بی قرارِ رخ ِ چون ماهِ تمام ِ تو شده

دلم از دوری ِ تو لخته ای از خون شده است

اشک هایم ز فراقت همه سو جاری است

.

کاش از آن لعل ِ لبت بوسه بچینم یارا

که در آن سرخی ِ لب، روی خدا می بینم

کاش برگردم و بینم که مرا می خوانی

من ِ بی طاقت ِ تنها و حزین می خواهی

بین که در آتش ِ شمع ِ رخ ِ تو می سوزم

همچو پروانه ی دلخسته ز تاریکی ها

همه جا گشتم و دانستم من

در جهان بی کسی و بی همتا

.

حال ز اشعارِ خودم می فهمم

معنی ِ شعر ِ لطیفِ حافظ

همه جا پر ز شراب و می ِ ناب

بوسه از لعل ِ لب و رند ِ خراب    

...

..

.

 

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت

.

دیگران قرعه ی قسمت همه بر عیش زدند

دل غمدیده ی ما بود که هم بر غم زد

.

در نظر بازی ما بی خبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

جلوه گاهِ رخ او دیده ی من تنها نیست

ماه و خورشید همین آینه می گردانند

.

بسته ام در خم گیسوی تو امیدِ دراز

آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم

حافظ

برادر،

غدیر نزدیک است و من هنوز هم نمی توانم انحصار طلبت باشم،چون احساس می کنم چون من برای تو زیاد است و چون تو برای من کم!!

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت توسط سید حسین |

یا من هو منتهی طلب الطالبین

مجهول ماندن، رنج بزرگ روح آدمی است. یک روح، هر چه زیباتر است، و هر چه داراتر، به آشنا نیازمندتر است. عارفان ما که می گویند:«عشق و حسن، در ازل، با هم پیمان بسته اند»، از اینجا است. این فلسفه ی شرقی آفرینش است. حتی خداوند نیز دوست دارد که بشنا سندش. نمی خواهد که مجهول بماند. مجهول ماندن است که، احساس تنهایی را پدید می آورد، و درد بیگانگی و غربت را. هر انسانی، کتابی است چشم به راه خواننده اش.

            اسلام، چه خوب در فلسفه ی خلقت، معرفت را جانشین عشق کرده است، که تصوف شرقی از آن سخن می گوید.

            آشنایی، نیاز انسان است، کار روح است. اگر کسی به آدم پی برد، آن من ِ صمیمی و ناب و پنهانی  ما را بفهمد، احساس خویشاوندی و آشنایی ای کتمان ناپذیر در ما پدید می آورد که وصف ناپذیر است. تنها در این حالت است که یک روح،می بیند که در این دنیا دو نفر است، چند نفر است؛ تنها نیست. و این توفیقی است که حتی خدای بزرگ و توانا را شاد می کند.

دکتر شریعتی

...

..

.

 

به دنبال کسی جا مانده از پرواز می گردم

مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر

.

بگیر دست مرا تا ز خاک برخیزم

اگرچه سوخته ام،نوبت بهار من است

فاضل نظری

..

.

 

همه می خواهند خود را بشناسانند،  به وسیله ی وبلاگ، به وسیله ی صحبت کردن و ... .

اما اول از همه باید خودمان خودمان را بشناسیم، به وسیله ی تفکر .

برادر،

انحصار طلب باش و آن را ابراز کن!

انحصار طلبی باعث می شود دلسوزتر باشی. البته انحصار طلبیده، احساس خوب بودن خواهد کرد!!

+ نوشته شده در سه شنبه 20 آذر1386ساعت توسط سید حسین |

بسم الله الرحمن الرحیم

قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالأخسَرینَ أعمالا(103)

الذین ضَلَّ سَعیُهُم فِی الحَیوةِ الدُنیا وَ هُم یَحسَبونَ أنَّهُم یُحسِنُونَ صُنعا(104)

.

(ای رسول ما) به امت بگو که می خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازم؟

زیانکارترین مردم آنها هستند که عمرشان را در راه دنیای فانی تباه کردند و به خیال باطل می پنداشتند که نیکوکاری می کنند.

...

..

.

خدایا، ما را از آنانی قرار مده که در خیالشان خود را بهترین ِ مردم می دانند حال آنکه در پیشگاه تو هیچ ارزشی ندارند!

+ نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت توسط سید حسین |

به گزارش خبرگزاری شوخنا*، دکتر علی لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی روز دوشنبه ۵/۹/۸۶ در دانشگاه شریف حضور یافتند.

ایشان در واکنش به سخنی از آقای مجری که گفته بود: "آقای دکتر به خاطر پدر شوهرشان..." از هر فرصتی استفاده کردند و مذکر بودن خود را یادآور شدند.

همچنین گفتند من نمی دانم چرا بعضی ها می گویند من برای اینکه نامزد انتخابات شوم از دبیری کناره گیری کرده ام در صورتی که قانون طوری نوشته شده که دبیر می تواند نماینده شورای اسلامی هم باشد!!

ایشان اضافه کردند مسئولی خارجی به من گفت: "ما اشتباه کردیم، عراق و افغانستان را زدیم و شما بالا آمدید." مگر ما ظروف مرتبطه هستیم که اگر دو تا را فشار بدهید دیگری بالا بیاید!؟

...

..

.

*شوخنا خبرگزاریِ بی طرفی است که به بررسی مسایل شوخ طبعانه ی تمامی جناح ها می پردازد. این خبرگزاری اذعان دارد که به هیچ سازمان غیر دولتی وابستگی نداشته و از هیچ جای خاصی خط نمی گیرد. این خبرگزاری کاملا ً مردمی بوده و از متن تعدادی از مردم برخاسته تا مشکلات اینان را به گوش مسئولین شنوا برساند. در صورت داشتن هرگونه انتقاد و پیشنهادی آنها را روی برگه ای یادداشت نموده و برای جلوگیری از پرداخت پول پست آنها را در سطل زباله بیاندازید زیرا اگر برای ما پست کنید ما هم همین کار را می کنیم.

شوخنا، حامی مردم ِ بی نوا

ضمنا ً شوخنا در اولین حرکت خود، دکتر علی لاریجانی را به درجه ی شوخیار دوم نایل آورد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت توسط سید حسین |

سر کلاس اندیشه ۱ بودم.استاد درباره ی برهان نظم و اثبات خدا و توحید و ... صحبت می کرد. دانشجوا یکی یکی سوال می پرسیدن. مبحث سوال برانگیزی بود. یه دفه یکی از دانشجوا گفت: چرا؟

ما و استاد زل زده بودیم به طرف، که ببینیم می خواد چه سوالی بپرسه. حدود ده ثانیه منتظر بودیم ولی دریغ از یه کلمه ی دیگه!

بنده خدا فکر کرده بود استاد داره جواب یکی دیگه رو میده، به خاطر همین سوالشو ادامه نداده بود اما وقتی دید استاد همین طوری داره نگاش میکنه برگشت عقبو نگا کرد که مطمئن بشه استاد داره اونو نگا می کنه. وقتی برگشت دید همه ی کلاس دارن نگاش می کنن و منتظر اونن و ما هم که طبق روال، دلمونو گرفتیم داریم قاه قاه می خندیم.

...

..

.

هرچند تا یه رب بعدش خنده ی ما طول کشید ولی خدا وکیلی بنده خدا سوال خوب و مهمی پرسیده بود.

اگه قبل از اینکه کاری بکنیم از خودمون بپرسیم این کارو چرا انجام می دیم، اگه بعد از اینکه کار بدی انجام دادیم از خودمون بپرسیم چرا این کارو انجام دادیم و خودمونو سرزنش کنیم، کم کم می تونیم به پیشرفت خودمون امیدوار بشیم.

پس واقعا ً چرا؟  

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت توسط سید حسین |