تبليغاتX
مهاجر

یا من لا یُعبَدُ الا هو

خدایا مرا در زمره ی افرادی قرار بده که "رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک" هستند.

می دانم، که "لا معبود سواک".

...

..

.

حسین جان فدایت                             فدای بچه هایت

+ نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت توسط سید حسین

یا غیاث المستغیثین

خیلی دوست دارم به پابوس دو برادری بروم که یکدیگر را مانند جانشان و بیشتر از آن دوست داشتند.

به سرزمینی برویم که هنوز صدای "هل من ناصر ِ" ارباب در کوچه هایش طنین انداز است. به پابوس آقایی برویم که در سه جای مختلف زیارتگاه دارد، به زیارت عباس و دستان از تن جدایش. به پابوس ارباب بی کفن و علمدار باوفا.

به یاد ِ کربلا،به یاد ِ علی اصغر، به یاد ِ علی اکبر، به یاد ِ رباب،به یاد ِ خیمه گاه، به یاد ِ صدای واعطشا، به یاد ِ  عمود ِ خیمه ی عباس، به یاد ِ ندای "یا اخا"، به یاد ِ ذوالجناح ِ بی سوار، به یاد ِ نعل های تازه، به یاد ِ شمشیر زن، به یاد ِ نیزه دار، به یاد ِ نیزه، به یاد ِ خارهای بیابان، به یاد ِ اسارت، به یاد ِ زینب، به یادِ سجاد(ع)، به یاد ِ زنجیر، به یاد ِ قاری ِ قرآن، به یاد ِ خیزران، به یاد ِ گوشه ی خرابه، به یاد ِ پدر، به یادِ مادر، به یاد ِ سیلی، به یاد ِ بوی سیب، به یاد ِ قد ِ خمیده، به یاد ِ پهلوی شکسته، به یاد ِ بازو، به یادِ آتش، به یاد ِ در، به یاد ِ دیوار، به یاد ِ میخ ِ در، به یاد ِ علی(ع)، به یاد ِ طناب، به یاد ِ "لا فتا الا علی لا سیف الا ذوالفقار" و به یاد ِ مظلومیت ها می افتم و به یاد ِ رنج هایی که کشیده شده است تا اسلام به دست ِ ما برسد. اگر کوتاهی کنیم جواب سرهای بریده شده، بازوهای کبود، پهلوهای شکسته، کودکان ِ اسیر و خدای ناکرده جواب گریه های مادرمان زهرا(س) را چگونه بدهیم!؟

ای حسین(ع)، ای جد ِ عزیز، ای پسر ِ مادرم زهرا(س)، ای قتیل ِ عبرات به خدا شرمنده ام!

به خدا وقتی به من می گویند، "سید دعا کن آخه تو سیدی" از شما  خجالت می کشم. آخر من کجا، انتساب به حسین ِ(ع) غریب کجا؟ کمکم کنید در مسیر ِ درست گام بردارم. کمکم کنید که با عملم، آن هایی را که ممکن است به من گمان نیک برند، تصدیق کنم. آخر خود می دانم چه کرده ام!

به حق مادرت زهرا(س)، کمکم کن، وقتی نمانده. صدای زنگ ِ کاروان به گوش می رسد.

دستم  را بگیر.

...

..

.

سلام بر غریبِ مادر، حسین(ع)

+ نوشته شده در جمعه 21 دی1386ساعت توسط سید حسین

یا صاحبَ کلِّ نَجوی 

پرهيز دادن از غيبت و بدگويي

به كساني كه گناه ندارند، و از سلامت دين برخوردارند، رواست كه به گناهكاران ترحّم كنند، و شكر اين نعمت گزارند، كه شكرگزاري، آنان را از عيب جويي ديگران باز دارد، چرا و چگونه آن عيب جو، عيب برادر خويش گويد و او را به بلايي كه گرفتار است سرزنش مي‏كند آيا به خاطر ندارد كه خدا چگونه او را بخشيد و گناهان او را پرده پوشي فرمود چگونه ديگري را بر گناهي سرزنش مي‏كند كه همانند آن را مرتكب شده يا گناه ديگري انجام داده كه از آن بزرگ‏تر است به خدا سوگند اگرچه خدا را در گناهان بزرگ عصيان نكرده و تنها گناه كوچك مرتكب شده باشد، اما جرأت او بر عيب جويي از مردم، خود گناه بزرگ‏تري است.

اي بنده خدا، در گفتن عيب كسي شتاب مكن، شايد خدايش بخشيده باشد، و بر گناهان كوچك خود ايمن مباش، شايد براي آنها كيفر داده شوي پس هر كدام از شما كه به عيب كسي آگاه است، به خاطر آنچه كه از عيب خود مي‏داند بايد از عيب جويي ديگران خود داري كند، و شكر گزاري از عيوبي كه پاك است، او را مشغول دارد از اينكه ديگران را بيازارد.

...

..

.

می گویم:

(برای تذکر به خودم): بسیاری از دوستی ها و آشنایی ها به خاطر غیبت، بد گویی و یا عیب جویی با مشکل مواجه شده و خواهد شد. عیب ها را باید تذکر داد اما نه در حضور دیگران بلکه به طور خصوصی. بعضی اوقات نه تنها عیب ها را در حضور دیگران به زبان می آوریم بلکه در جمع دیگران و در غیاب فرد، که این بدترین حالت ممکن است. نه تنها باید از این بیم داشته باشیم که اگر دوستمان این حرف هایی را که پشت سرش می گوییم بشنود از ما می رنجد، بلکه باید به این فکر باشیم که او که همه جا حاضر است، صحبت های ما را می شنود و لااقل از او پروا کنیم. آخر او به همه چیز آگاه است.

مشکل اینجاست که به سمیع و بصیر بودن خدا اعتقاد قلبی نداریم، وگرنه معنی ِ این جمله را درک می کردیم که "عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنیم!"  

والعاقبة للمتقین...

+ نوشته شده در دوشنبه 17 دی1386ساعت توسط سید حسین |

یا من کلّ شَیءٍ خاضعٌ له

زندانی ِ بزرگ خاک! عظمتی که در زیستن نمی گنجد؛ روح ِ آزادی که سقف سنگین و کوتاه ِ آسمان بر سینه اش افتاده است و دَم زدن را بر او دشوار کرده است. از شمشیرش مرگ می بارد و از زبانش شعر؛ هم زیبایی ِ دانش را می شناسد و هم زیبایی ِ خدا را، هم پروازهای اندیشیدن را و هم تپش های دوست داشتن را. [شیر ِ] خشمگین ِ صحنه ی پیکار، سوخته ی خاموش ِ خلوت ِِ محراب!

چه می گویم؟ مگر با کلمات می توان از علی(ع) سخن گفت؟ باید به سکوت گوش فرا داد، تا از او چه ها می گوید؟ او با «علی» آشنا تر است!

دکتر شریعتی

...

..

.

عید غدیر مبارک.

یا علی مدد!

برادر،

دلم برای خودم می سوزد. لب باز کن!! غدیر هم گذشت...

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386ساعت توسط سید حسین |

یا خیرَ حبیب ٍ و محبوب

۱۵ حقوق دوستان

چون برادرت از تو جدا گردد، تو پيوند دوستي را بر قرار كن، اگر روي برگرداند تو مهرباني كن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامي كه دوري مي‏گزيند تو نزديك شو، و چون سخت مي‏گيرد تو آسان گير، و به هنگام گناهش عذر او بپذير، چنان كه گويا بنده او مي‏باشي، و او صاحب نعمت تو مي‏باشد.

مبادا دستورات ياد شده را با غير دوستانت انجام دهي، يا با انسان‏هايي كه سزاوار آن نيستند بجا آوري، دشمن دوست خود را دوست مگير تا با دوست دشمني نكني. در پند دادن دوست بكوش، خوب باشد يا بد، و خشم را فرو خور كه من جرعه‏اي شيرين‏تر از آن ننوشيدم، و پاياني گواراتر از آن نديده‏ام. با آن كس كه با تو درشتي كرده، نرم باش كه اميد است به زودي در برابر تو نرم شود، با دشمن خود با بخشش رفتار كن، زيرا سرانجام شيرين دو پيروزي است - انتقام گرفتن يا بخشيدن - اگر خواستي از برادرت جدا شوي، جايي براي دوستي باقي گذار، تا اگر روزي خواست به سوي تو باز گردد بتواند، كسي كه به تو گمان نيك برد او را تصديق كن، و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستي كه با او داري ضايع نكن، زيرا آن كس كه حقّش را ضايع مي‏كني با تو برادر نخواهد بود، و افراد خانواده‏ات بدبخت‏ترين مردم نسبت به تو نباشند، و به كسي كه به تو علاقه‏اي ندارد دل مبند، مبادا برادرت براي قطع پيوند دوستي، دليلي محكم‏تر از برقراري پيوند با تو داشته باشد، و يا در بدي كردن، بهانه‏اي قوي‏تر از نيكي كردن تو بياورد، ستمكاري كسي كه بر تو ستم مي‏كند در ديده‏ات بزرگ جلوه نكند، چه او به زيان خود، و سود تو كوشش دارد، و سزاي آن كس كه تو را شاد مي‏كند بدي كردن نيست.

...

..

.

می گویم:

دوستی مقوله ای دقیق و مهم است!

دوستی می تواند یکی از بهترین وسایل برای رسیدن به قرب الهی و یا دور شدن از آن باشد. لیک باید مواظب بود. بین دوستان حرف هایی رد و بدل می شود که ممکن است به کس دیگری نتوان گفت. دوستان آینه ی یکدیگرند. دوستان، کلاس ِ رفع ِ اشکال ِ یکدیگرند. دوستی با دوستان، در مراحل ِ بالاتر، تمرینی برای دوست داشتن ِ خدا و اولیای اوست.(این حرف برای دهانم زیادی بزرگ است).

خاموش می شوم!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت توسط سید حسین |