تبليغاتX
مهاجر

یا لطیف

گاه زخمی که به پا داشته ام

زیر و بم های زمین را به من آموخته است

سهراب

+ نوشته شده در سه شنبه 28 آبان1387ساعت توسط حسین |

یا سریع الحساب

اکثر ما آدم ها و البته با تقریب خوبی همه ی ما، خودمان را جزء گروه و جناح ِ خاصی می دانیم. از طرفداری ِ تیم ِ فوتبال گرفته تا جناح بندی های سیاسی و گروه بندی های مذهبی. این گروه بندی ها همانگونه که فایده های انکار ناشدنی دارند و می توانند تفکر "اکثر" انسان ها را  گروه بندی کنند لکن آسیب های مختلفی به دنبال دارند.

یکی از این آسیب ها که می تواند بسیار مضر باشد قطع شدن ارتباط گروههای مختلف با یکدیگر است. به این ترتیب که افراد جناح 1 که طبیعتاً - و با احتمال زیادی قطعاً- نظر خود را بر حق می دانند به دلیل نداشتن ارتباط با سایر جناح ها بر سر عقایدی که فرصت محک خوردن را از دست داده اند پا فشاری می کنند.

حال بحث در مورد گروه بندی انسان ها به مذهبی و غیر مذهبی ست. ممکن است در وهله اول اینگونه به نظر برسد که چنین گروه بندی ای در طرز تفکر ما و جهت گیری های ما نسبت به سایر افراد تأثیری ندارد، ولی اینچنین جهت گیری هایی چه خودآگاه و چه ناخودآگاه در رفتار اکثر ما مشهود است.

آسیبی که گریبانگیر این گروه بندی می شود این است که گروهی که خود را مذهبی می دانند وقتی با دیگران مواجه می شوند نمی توانند قبول کنند که دیگرانی که شکل و شمایلشان و ظاهر ِ رفتارشان شبیه آنها نیست هم می توانند جزء بندگان صالح خداوند باشند. و البته آنانی که خود را مذهبی می دانند به دلیل وظایف سنگین تری که دارند بیشتر در معرض لغزش و اشتباه جبران ناپذیر خواهند بود. مانند کسی که لباس روحانیت به تن کند و با عمل خود مردم را از دین زده کند، رفتار چنین کسی نسبت به یک فرد عادی تأثیر بسیار مخرب تری دارد.

این آسیب باعث می شود هیچ گاه نتوانیم تصور کنیم کسی که دیده ایم به نماز جماعت حاضر نشده در محضر خدا جایگاهی رفیع تر از ما داشته باشد، حال آنکه ممکن است نماز فرادایی که او در آخر وقت می خواند ارزشی بالاتر از نماز ِ پر از اشکال ِ ما داشته باشد. و ممکن است در جمع های خودمان غیبت او را بکنیم و هیچ گاه فکر نکنیم که گناه غیبت نه تنها از گناه شرکت نکردن در نماز جماعت بیشتر است بلکه از گناه زنا که اینقدر آن را قبیح می دانیم و افرادی که آن را مرتکب می شوند را در ذهنمان به شدت شماتت می کنیم بدتر است.

چشممان را به روی حقایق بسته ایم و فکر می کنیم آنچه می اندیشیم درست است و هر که جز آن را بگوید مستحق آتش الهی ست.

برای گریز از این آسیب باید به جای خدا تصمیم گیری نکنیم. اگر کمی با دیگران ارتباط داشته باشیم می فهمیم که میان تصور ما از دیگران و خودشان فاصله از آسمان تا زمین است. باید به جای پرداختن به مشکلات دیگران به خودمان بپردازیم. باید همیشه این موضوع را مد نظر داشته باشیم که رفتار ما و ذهنیت ما بهترین نیست و امکان اشتباه هم وجود دارد. باید حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) را الگوی خود قرار دهیم که نتوانست هیچ مخلوقی را پست تر از خودش بداند!

 

*

حرف بسیار است و فرصت کم و به همین دلیل ممکن است  فراموش کرده باشم زوایایی از حرف هایم را بنویسم.

**

البته این آسیب ها در مورد دیدگاه آنانی که دیگران را مذهبی می دانند نیز هست لکن باید از خودمان شروع کنیم.

***

میان اسلام و مسلمانی فرق بسیار است اما گاهی اوقات این تفاوت را فراموش می کنیم و اشتباهات مسلمانان را به حساب اسلام می گذاریم و این خطری ست بسیار جدی و خطرناک.

****

خداوند ما را عامل به صحبت های درستمان قرار دهد و صحبت های غلطمان را اصلاح کند. ان شاالله

 

+ نوشته شده در جمعه 24 آبان1387ساعت توسط حسین |

یا طبیب القلوب

مروری بر گذشته، برای آینده:

*برای سیاست بازی، برای خدمت به مملکت و برای تفریح و لذت بردن از زندگی، همیشه وقت است. اما برای فراگیری، وقت همین الان است و می گذرد. وانگهی، «بی مایه فطیر است». آدم بی سواد، سیاستش قیل و قال های بی ریشه است، و خدمتش پوچ و حقیر، و زندگی اش و لذتش گند، سطحی و عامیانه و بی ارزش.

ارزش و عمق و اصالت هر کاری، به میزان خودآگاهی، رشد شخصیت، سرمایه و غنای فرهنگ و فکر آدمی وابسته است.

دکتر علی شریعتی

 

**مهدی زین الدین، فرمانده لشکر هم که بود، یک آدم ِ عادی بود. آدم ِ عادی ای که سعی می کرد در هر لحظه بهترین کار را بکند، بهترین تصمیم را بگیرد، بهترین باشد. این سعی ِ مدام و طاقت فرسا بود که این آدم ِ عادی را آدمی کرد شگفت، به شگفتی مهدی زین الدین.

 

***من آرزو داشتم که بعد از پیروزی انقلاب مسئولان ما با آگاهی و عرفان کامل به وظایف خود عمل کنند و انقلاب را به گرداب اختلاف و تشتت نیندازند. فقط به خدا بیاندیشند، برای خدا عمل کنند، خودخواهی و غرور و هوای نفس را زیر پا بگذارند و انقلابی نمونه در تاریخ و در عالم به وجود آورند.

اختلافات موجود نشان می دهد که کار ما بسیار خطرناک و سخت است و خیلی بیشتر باید زحمت بکشیم و مصائب و مشکلات را تحمل  کنیم تا پخته و آماده این رسالت شویم و شایستگی این پیروزی را بیابیم. من فکر می کنم که در طوفان اختلافات و گرداب تهمت ها و شایعه سازی ها نصیحت نمودن و انتقاد کردن فایده ای ندارد بلکه باید با عمل صالح و صبر و مقاومت، معیارهای صحیح انسانی و خدایی را عملا ً پیاده کرد و راه درست را نشان داد تا خود مردم، خوبی را ببینند و راه صحیح را انتخاب کنند.

شهید مصطفا چمران

****

می کنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم ها.

سایه ای از سر دیوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غم ها.

 

*****

یا انیس القلوب

+ نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت توسط حسین |