یا علام الغیوب!
خدا را بندگاني است كه براي سود رساندن به ديگران، نعمتهاي خاصّي به آنان بخشيده، تا آنگاه كه دست بخشنده دارند نعمتها را در دستشان باقي ميگذارد، و هر گاه از بخشش دريغ كنند، نعمتها را از دستشان گرفته و به دست ديگران خواهد داد.
نهج البلاغه
*
خدایا ما را سودرسانانی قرار ده که قدر ِ این نعمت را می دانند.
**
خلق دل سنگند و من آیینه با خود می برم!
***
خدا رو شکر
یا صاحبَ کلِّ نَجوی
پرهيز دادن از غيبت و بدگويي
به كساني كه گناه ندارند، و از سلامت دين برخوردارند، رواست كه به گناهكاران ترحّم كنند، و شكر اين نعمت گزارند، كه شكرگزاري، آنان را از عيب جويي ديگران باز دارد، چرا و چگونه آن عيب جو، عيب برادر خويش گويد و او را به بلايي كه گرفتار است سرزنش ميكند آيا به خاطر ندارد كه خدا چگونه او را بخشيد و گناهان او را پرده پوشي فرمود چگونه ديگري را بر گناهي سرزنش ميكند كه همانند آن را مرتكب شده يا گناه ديگري انجام داده كه از آن بزرگتر است به خدا سوگند اگرچه خدا را در گناهان بزرگ عصيان نكرده و تنها گناه كوچك مرتكب شده باشد، اما جرأت او بر عيب جويي از مردم، خود گناه بزرگتري است.
اي بنده خدا، در گفتن عيب كسي شتاب مكن، شايد خدايش بخشيده باشد، و بر گناهان كوچك خود ايمن مباش، شايد براي آنها كيفر داده شوي پس هر كدام از شما كه به عيب كسي آگاه است، به خاطر آنچه كه از عيب خود ميداند بايد از عيب جويي ديگران خود داري كند، و شكر گزاري از عيوبي كه پاك است، او را مشغول دارد از اينكه ديگران را بيازارد.
...
..
.
می گویم:
(برای تذکر به خودم): بسیاری از دوستی ها و آشنایی ها به خاطر غیبت، بد گویی و یا عیب جویی با مشکل مواجه شده و خواهد شد. عیب ها را باید تذکر داد اما نه در حضور دیگران بلکه به طور خصوصی. بعضی اوقات نه تنها عیب ها را در حضور دیگران به زبان می آوریم بلکه در جمع دیگران و در غیاب فرد، که این بدترین حالت ممکن است. نه تنها باید از این بیم داشته باشیم که اگر دوستمان این حرف هایی را که پشت سرش می گوییم بشنود از ما می رنجد، بلکه باید به این فکر باشیم که او که همه جا حاضر است، صحبت های ما را می شنود و لااقل از او پروا کنیم. آخر او به همه چیز آگاه است.
مشکل اینجاست که به سمیع و بصیر بودن خدا اعتقاد قلبی نداریم، وگرنه معنی ِ این جمله را درک می کردیم که "عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنیم!"
والعاقبة للمتقین...
۱۵ حقوق دوستان
چون برادرت از تو جدا گردد، تو پيوند دوستي را بر قرار كن، اگر روي برگرداند تو مهرباني كن، و چون بخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامي كه دوري ميگزيند تو نزديك شو، و چون سخت ميگيرد تو آسان گير، و به هنگام گناهش عذر او بپذير، چنان كه گويا بنده او ميباشي، و او صاحب نعمت تو ميباشد.
مبادا دستورات ياد شده را با غير دوستانت انجام دهي، يا با انسانهايي كه سزاوار آن نيستند بجا آوري، دشمن دوست خود را دوست مگير تا با دوست دشمني نكني. در پند دادن دوست بكوش، خوب باشد يا بد، و خشم را فرو خور كه من جرعهاي شيرينتر از آن ننوشيدم، و پاياني گواراتر از آن نديدهام. با آن كس كه با تو درشتي كرده، نرم باش كه اميد است به زودي در برابر تو نرم شود، با دشمن خود با بخشش رفتار كن، زيرا سرانجام شيرين دو پيروزي است - انتقام گرفتن يا بخشيدن - اگر خواستي از برادرت جدا شوي، جايي براي دوستي باقي گذار، تا اگر روزي خواست به سوي تو باز گردد بتواند، كسي كه به تو گمان نيك برد او را تصديق كن، و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستي كه با او داري ضايع نكن، زيرا آن كس كه حقّش را ضايع ميكني با تو برادر نخواهد بود، و افراد خانوادهات بدبختترين مردم نسبت به تو نباشند، و به كسي كه به تو علاقهاي ندارد دل مبند، مبادا برادرت براي قطع پيوند دوستي، دليلي محكمتر از برقراري پيوند با تو داشته باشد، و يا در بدي كردن، بهانهاي قويتر از نيكي كردن تو بياورد، ستمكاري كسي كه بر تو ستم ميكند در ديدهات بزرگ جلوه نكند، چه او به زيان خود، و سود تو كوشش دارد، و سزاي آن كس كه تو را شاد ميكند بدي كردن نيست.
...
..
.
می گویم:
دوستی مقوله ای دقیق و مهم است!
دوستی می تواند یکی از بهترین وسایل برای رسیدن به قرب الهی و یا دور شدن از آن باشد. لیک باید مواظب بود. بین دوستان حرف هایی رد و بدل می شود که ممکن است به کس دیگری نتوان گفت. دوستان آینه ی یکدیگرند. دوستان، کلاس ِ رفع ِ اشکال ِ یکدیگرند. دوستی با دوستان، در مراحل ِ بالاتر، تمرینی برای دوست داشتن ِ خدا و اولیای اوست.(این حرف برای دهانم زیادی بزرگ است).
خاموش می شوم!
حکمت 451 نهج البلاغه:
دوری تو از آن کس که خواهان تو است نشانه ی کمبود بهره ی تو در دوستی است،و گرایش تو به آن کس که تو را نخواهد، سبب خواری تو است.
.
.
.
دوست دارم بدانم چقدر دوستم داری!
می خواهم بدانم تو نیز به همان اندازه که من تو را دوست دارم دوستم داری !؟
نه می خواهم بیشتر دوستم داشته باشی و نه کمتر،فقط همان اندازه که من تو را دوست دارم.
چون خواری هیچکداممان را نمی پسندم...