یا انیس من لا انیس له
کودکان به بازی، در ساحل دریا خانه می سازند، به آن دل می بندند، با آن زندگی می کنند و دمی بعد موجی خروشان خانه را در خویش می بلعد، و عزایش را بر دل صاحب خانه می نشاند.
چنین است زندگانی ما در این دنیا؛ و اگر کودک، خانه بر ساحل سست دریا بنا می کند، ما خانه ی آرزوها بر ساحل باد می سازیم.
به کودکی ماننده ایم که با شور و شوق، آدمکی از برف می سازد و جاودانگیش را آرزو می کند و در نهایت بر نقشه های نقش بر آب شده و آرزوهای بر باد رفته افسوس می خورد.
متقین – سید مهدی شجاعی
*
دوستی و رفاقت، حقوقی بس عجیب برای هر دو نفر در پی دارد. حقوقی که گاه از روی سهو و گه گاه از روی عمد نادیده گرفته می شود. آن کس که وظایفش را می داند، باید عمل کند و در پی حقوقی که از او پایمال شده نباشد، چه اینها رحمت خداوند بر اوست و صبر بر این رنج ها راهی برای رشد...
یکی از این حقوق نشکستن ِ حرمت و نگفتن ِ سخنی ست که او را بیازارد. و این حرمت نگاه داشتن، کمترین ِ حقوق است. و چه بسا این کمترین ِ حقوق، در روابطی که نام ِ دوستی را هم یدک نمی کشند، جزء حقوق باشد. الله اعلم.
**
در دل من چیزی ست، مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی ست، که مرا می خواند.
سهراب
***
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی